العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

12

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

و به او گزارش دادند كه جادو در چاه ذروان است ميان گل خشكيده خرما و زير سنگ آب‌نشين تك چاه . و رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم بيدار شد و على عليه السّلام را بهمراه زبير و عمار فرستاد تا آب چاه را كشيدند و آن سنگ را برداشتند و آن گل خشكيده را برآوردند و در آن شانه سرى بود و چند دندانه از شانه‌اى و گره بندى كه 11 - گره داشت و با سوزن در آن كوبيده بودند ، و اين دو سوره فرو آمدند و هر آيه‌اى خوانده ميشد گرهى باز ميشد و رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم سبك شد و برخاست و گويا از بندى رها شد . و جبرئيل ميگفت : بنام خدا به تو ورد ميخوانم از هر چه آزارت ميدهد ، از حسود و از چشم ، و خدا درمانت كند ، اين را از عائشه و ابن عباس روايت كردند و اين روا نيست زيرا جادو شده عقلش پريشان گردد و خدا آن را بر پيغمبرش روا ندانسته كه فرموده « گفتند ستمكاران پيروى نكنيد جز مردى كه جادو شده ببين چه نمونه‌ها برايت زدند و گمراه شدند 49 - اسرى ) . ولى بسا آن يهودى يا دخترانش در اين باره كوشيدند چنانچه در روايت است ولى نتوانستند اثرى كنند و خدا كار آنها را به پيغمبرش گزارش داد تا آن را برآوردند و دليل بر راستگوئى آن حضرت شده ، چگونه تواند بيماريش كار آنان باشد و اگر بر آن توانا بودند او را با بسيارى از مؤمنان ميكشتند با اينكه به سختى دشمن آنها بودند . در تفسير « مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ » گفته : يعنى از شر زنان جادوگر كه در گرهها بدمند ، و همانا فرمان شده به پناه‌گيرى از شرّ جادوان براى اينكه مينمايند بيمارى و تندرستى و كارهاى سود آور و زيان‌مند و خوب و بد مىتوانند كرد ، و مردم عوام باور ميكنند و زيان بزرگى بدين ميرسد ، و مينمايند كه پريان را در خدمتند و غيب ميدانند ، و اين خود فساد روشنى است در دين ، و بايد از شرشان به خدا پناه برد .